|
وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً
|
|||
|
مبادا راه رو گم کني...
![]() جای پای رهروی پیداست...
کیست این گم کرده ره؟ این راه ناپیدا چه می پوید؟ مگر او زین سفر، زین ره چه می جوید؟ منوي اصلي
آرشيو مطالب
86/08/22 - 86/08/30
86/08/05 - 86/08/21 86/07/05 - 86/07/21 86/07/08 - 86/07/14 86/07/01 - 86/07/07 86/06/22 - 86/06/31 يادگار تسنيـم
مهمونی خدا !
و این، آغاز انسان بود... "ان الله مع الصّـابرین" صدام کردی که برگردم به پرواز... دل نبستن، سخت ترین و قشنگترین کار دنیاست! "یا علی" گفتیم و ... آسمونم دوباره بارونیه هر کی چشماشو نبست، خـــــدا رو دیـد ! عطر نفس فرشته ها هنوز فرصت هست... هر چه دارم از تو دارم ! دوستان و تسنيمي ها
.:. سایت تسنیـم 2 .:.
مرکز وبلاگهـای تسنیـمی وبلاگی برای جشن بزرگ تسنیـم تا سلسبیل راهـی نیست... بـاور کن درسایه سار تســــــــنیم چشمه دور و روشنت... جوانان تسنیــــــــــم2 خاک خوشبخت سندس سبز گل یاس شیـرازی بـرای خــــدا تسنیم حریر بندگی اینجا رادیوست، رسانه ی زندگی! آبیانه ها دل نوشته ها پیدای پنهان یه شنونده هم کیش من آرشيو دوستان آمار وبلاگ
طراح قالب
|
هر کی چشماشو نبست، خــدا رو دید...!
اگر روزی دلم گرفت یادم باشد، تنها نیستم... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بهش گفتم: دلم خیلی گرفته... گفتم: آخه هیشکی نمیدونه تو دلم چی میگذره. گفتم: ولی انگار اصلا منو فراموش کردی... گفتم: خسته ام...از همه چی. تا کی باید منتظر موند؟ گفتم: تو بزرگی و نزدیکت برای منه کوچیک خیلی دوره! تا اون موقع چیکار کنم؟ گفتم: صبر...؟! تو خدایی! تو صبوری!... من چی؟! من بنده ام و ظرف صبرم کوچیک... گفت: "و جزاهم بما صبروا جنة و حریرا" .:: و بخاطر صبوریشان بهشت و لباس حریر به آنها پاداش می دهند! (انسان/12) ::. از خودم خیلی خجالت کشیدم... گفتم: خدایا! خیلی چاکریم! گفت: "ان هذا کان لکم جزاء و کان سعیکم مشکورا" .:: این پاداش شماست! و تلاش شما قابل تقدیر و تشکر است! (انسان/22) ::. گفتم: از بهشت برام میگی؟!... گفت: "عینا فیها تسمی سلسبیلا" .:: در آنجا چشمه ایست به نام سلسبیل. (انسان/18) ::. گفتم: بهشتیا چطور؟! گفت: "علیهم ثیاب سندس خضر و استبرق حلوا أساور من فضة و سقاهم ربهم شراباً طهورا" .:: لباسهایی از دیبای سبز و استبرق به تن دارند و به دستبندهای نقره آراسته اند و پروردگارشان به اونها شراب طهور می نوشاند! (انسان/21) ::. گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفت: "یوفون بالنذر و یخافون یوما کان شره مستطیرا" .:: نیکان به نذر خود وفا می کنند و از روزی که شر آن انکار ناپذیر است میترسند (انسان/7) ::. گفتم: بعضی وقتا خیلی احساس تنهایی میکنم... گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ این منم که گاهی وقتا انقد دور میشم که... کاش میشد برا همیشه نزدیک بمونم. .:: هر صبح و شام، نام پروردگارت رو پیش خودت، یاد کن (انسان/۲۵) ::. اما اینم یادت باشه که: "و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمأن به و ان اصابته فتنة انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الآخرة" "ان هولاء یحبون العاجلة و یذرون ورائهم یوما ثقیلا" .:: این مردم (همون کسایی هستن که فقط) دنیا رو دوست دارند؛ در حالیکه روز سختی رو در پشت سرشون رها می کنند... (انسان/27) ::. گفتم: یه موقع هایی دلم خیلی می گیره... "یدخل من یشاء فی رحمة..." .:: هر کسی رو که بخواد مشمول رحمتش می کنه... (انسان/31) ::. گفتم: توکلت علی الله! ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک... گفتم:... . . . دیگه چیزی برای گفتن نداشتم...
"ایده از تبیان"
مبادا راه رو گم کنی؟!
"یاعلی"
دعاي امروز... / نوشته شده توسط مرضیه توکلی - سـوسن صمدی در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 9:42 بعد از ظهر
|
||