|
وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً
|
|||
|
مبادا راه رو گم کني...
![]() جای پای رهروی پیداست...
کیست این گم کرده ره؟ این راه ناپیدا چه می پوید؟ مگر او زین سفر، زین ره چه می جوید؟ منوي اصلي
آرشيو مطالب
86/08/22 - 86/08/30
86/08/05 - 86/08/21 86/07/05 - 86/07/21 86/07/08 - 86/07/14 86/07/01 - 86/07/07 86/06/22 - 86/06/31 يادگار تسنيـم
مهمونی خدا !
و این، آغاز انسان بود... "ان الله مع الصّـابرین" صدام کردی که برگردم به پرواز... دل نبستن، سخت ترین و قشنگترین کار دنیاست! "یا علی" گفتیم و ... آسمونم دوباره بارونیه هر کی چشماشو نبست، خـــــدا رو دیـد ! عطر نفس فرشته ها هنوز فرصت هست... هر چه دارم از تو دارم ! دوستان و تسنيمي ها
.:. سایت تسنیـم 2 .:.
مرکز وبلاگهـای تسنیـمی وبلاگی برای جشن بزرگ تسنیـم تا سلسبیل راهـی نیست... بـاور کن درسایه سار تســــــــنیم چشمه دور و روشنت... جوانان تسنیــــــــــم2 خاک خوشبخت سندس سبز گل یاس شیـرازی بـرای خــــدا تسنیم حریر بندگی اینجا رادیوست، رسانه ی زندگی! آبیانه ها دل نوشته ها پیدای پنهان یه شنونده هم کیش من آرشيو دوستان آمار وبلاگ
طراح قالب
|
آسمونم دوباره بارونیه...
"یا مجیب الدعوة المضطرین..." باز از ناتوانی هام میگم، از ضعفم... دست نیازم رو به سوی تو دراز میکنم... ای که جز به درگاهت پناهی نیست!
یاریم کن به روزه گرفتن، به شب زنده داری... نیازمند یاد توام، ای بی نیاز یادت رو برام ابدی کن. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ محمد به غار حرا رفت. با خدای خود راز و نیاز کرد. جبرئیل بر وی نازل شد. پیام الهی را بر او خواند. محمد بخوان! خواندن نمیدانم... بخوان محمد! بخوان! چه چیزی را بخوانم؟... " اِقْرَءْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَق... خَلَقَ الانْسانَ مِنْ عَلَقٍ" و این آغاز نزول قرآن بود... "شَهْرُ رَمَضانَ الّذى اُنزِلَ فِيهِ الْقُرآنُ..." "اِنّا اَنْزلناهُ في لَيلَةِ القَدْر" "اِنّا اَنْزلناهُ فِى لَيلَةٍ مُبارَكَةٍ اِنّا كُنّا مُنْذِرينَ" قرآن در شب قدر يكبار بر بيت المعمور يا بيت العزة كه در آسمان اول است نازل شد، سپس به تدريج بر پيامبر(ص) نزول يافت...
شب قدر... شبی بـرتر از هــــزار ماه ! شبی که خدا زیباترین و عاشقونه ترین غزلهاشو، پرجاذبه ترین و جادویی ترین کلماتش رو بر انسان فرو فرستاده ! شبی که فرشته های خدا با صدای ریزش بارون رحمتش، ناب ترین سرود هاشونو در ستایش این شب سر میدن... امشب آخرین شب قدره! شب سرنوشت و تقدیر! شب باریدن حکمت از آسمون ! شبی که خدا تموم نعمتهاشو، تموم رحمت و مغفرتشو ارزونیمون می کنه ! شبی که سرنوشت هر کسی فقـط و فقـط به دست خودش تعیین می شه... امشب سکوت و سکون مفهومی نداره، هر چی هست ضربه است و هرچی هست فریاده ! فقط از دستش نده، همین !
"وَ مِنَ الَّیلِ فَاسجُد لَهُ وَ سَبّحهُ لَیلاً طَوِیلا"ً(26)
و پاسی از شب را برای او سجده کن و شبی طولانی او را تسبیح گوی...
آسمونم دوباره بارونیـه پرتقـال دلم بازم خونیـه ببار واسه گریه کمی روم بشه ببـار ببـار کـه قـلبــم آروم بشه انگـار خـودِ خـودِ غـم غـروبـم آی آسمون،آی آسمون خوبم ببار که آتیش دلم بخوابه ببار بـرای قـلب من ثوابه میخوام پر از حس تلاطم بشم ببـار که لای بارونـت گـم بشم ببار که بغضم ترکید تو سینه ببار که اشکامو کسی نبینه خـدا جونم بازم صدات میکنم بشنو ثواب داره دعات میکنم می میـرما یـه وقـت نگـی نگفتـم خدا خدا به دست و پات می افتم... "نادر ختایی"
التماس دعا... "یاعلی" دعاي امروز... / نوشته شده توسط مرضیه توکلی - سـوسن صمدی در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 10:40 بعد از ظهر
|
||