تبليغاتX
... وَ اذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً " ... و نام پروردگارت را هر صبح و شام یاد کن "

وَ سَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَاباً طَهُوراً
ان الله مع الصابرین...
 

خدایا !

هجوم رنج و غم به من رو با توانایی خودت از بین ببر؛ و شیرینی برآورده شدن حاجاتم رو به من بچشان.

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

قد کانَ لکٌم فٍي رَسٌولِ اللهِ اٌسوَة حَسَنَة..."

 

 

صبر پیامبر!

 

اونهایی که مقام معنوی و عظمت پیامبر (ص) رو نمی دونستند، در سخن گفتن، درخواست کردن و برخورد کردن، گاهی گستاخانه و بی ادبانه رفتار می کردند؛ رفتاری از سر کبر و غرور یا تعصب جاهلیت.

 

اما رفتار والا و حسن خلق رسول خدا (ص) از شدت اون می کاست و کوه غرورشون رو متلاشی می کرد.

 

به نقل از انس بن مالک، روزی یکی از اعراب بادیه نشین سراغ پیامبر اومد و در برخورد، به شدت ردای اون بزرگوار رو کشید، تا اونجایی که حاشیه ی ردا بر گردن رسول خدا (ص) خط انداخت...

بعد رو به پیامبر کرد و گفت: یا محمد! از آن اموال خدا که در اختیار توست، دستور بده که به من بدهند!

حضرت نگاهی به مرد کرد، لبخندی زد و دستور داد که چیزی به اون بدهند!...

 

 

خدایا! این فقط یه نمونه از صبر ایشونه،فقط یه نمونه...

 

 

حضرت علی (ع) می فرمایند: پیامبر خدا در برابر جفا و تندی غریبه ها، در حرف زدن، سوال کردن و درخواستها شون، اون قدر صبر و تحمل از خودشون نشون می دادند که اصحاب تصمیم می گرفتند اون افراد رو جلب و مؤاخذه کنند و نذارند رسول خدا مورد آزار قرار بگیرند...

 

 

 

 

 

" وَ جَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً "(۱۲)

 

 

و به خاطر صبوریشان، بهشت و لباس حریر به آنها پاداش می دهند...

 

  

 

  

صبــر !

 

کلمه ی آشنایی که خیلی وقتا از طرف اطرافیان توصیه میشی به داشتنش،

خیلی وقتا هم خودت می خوای که اونو داشته باشی،

 

کلمه ای که خیلی وقتا از شنیدنش منزجر میشی و خیلی وقتا آروم...

کلمه ای که باید درکش کنی تا به معجزش پی ببری!

.

.

.

خدایا تو خودت گفتی که با صابرین هستی و دوسشون داری،

ما قدم اول رو بر میداریم،

 

خدایا ما می خوایم که صبور باشیم،همیشه...

تو کمکمون کن...

 

 

"مبادا راه رو گم کنی؟!"

 

 

 

"یا علی"

 


دعاي امروز...
/ نوشته شده توسط مرضیه توکلی - سـوسن صمدی در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 6:8 بعد از ظهر |
و این، آغاز انسان بود...
  

خدایا !

ما رو از ادامه پیدا کردن عیب ها و نافرمانی هامون توی این ماه باز دار تا جایی که هیچ کدوم از فرشتگانت نتونه بیشتر از ما به درگاهت نزدیک بشه و اطاعت تو رو بکنه...

 

 

 

رسول خدا(ص) می فرمایند:

 

"ماه رمضان، ماه خدای عزوجل است که در آن پاداش کارهای نیک دو برابر می شود و گناهان انسان زدوده...

ماه رمضان، ماه برکت و افزایش است.

ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است.

ماه رمضان، ماه رهایی از جهنم و دستیابی به بهشت است.

پس ای مردم! در ماه رمضان از هر کار حرامی دوری کنید و در آن بسیار قرآن بخوانید...

و تمام اوقاتش را به ذکر و یاد پروردگارتان مشغول شوید.

 

                        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

و این، آغاز انسان بود... 

 

 

از بهشت که بیرون آمد، دارائی اش فقط یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.

انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام، زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد،پس زمین از بهشت بهتر است...

خدا گفت: برو و بدان که جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد. زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و باطل، از خطا و ثواب؛ و اگر خیر و حق و ثواب پیروز شد تو باز خواهی گشت، وگرنه...

 

و فرشته ها همه گریستند.

 

اما انسان نرفت...

 

انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود.

و آن وقت خدا چیزی به انسان داد...چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت. انسان دست هایش را گشود؛

 

و خدا به او اختیـار داد...

 

خدا گفت: حالا انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شده ای. برو بهترین را برگزین که بهشت پاداش به گزیدن توست!

عقل و دل و هزاران پیامبر دیگر نیز با تو خواهند آمد،تا تو بهترین را برگزینی.

و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را .

.

.

.

 

و این، آغاز انسـان بود...

  

                                                                                  «عرفان نظر آهاری»

 

 

 

" إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً "(۳) 

 

ما راه را به او نشان دادیم یا شکر می کند و یا ناسپاسی می نماید...

 

 

نباید بگیم یعنی میشه ما راهی رو که از زمین به بهشت میره رو پیدا کنیم؟؟

یعنی میشه خیر و حق و ثواب رو توشه راه کنیم؟؟

یعنی میشه ما دوباره به بهشت برگردیم؟؟

ما میتونیم راه رو پیدا کنیم چون اختیار داریم ما به بهشت بر میگردیم اگه بخوایم.

اصلاً بیاین همه مون روی پس زمینه موبایلمون بنویسیم:

" مبادا راه رو گم کنی؟! "

من امتحان کردم خیلی تاثیر داره شما هم امتحان کنید!

 

"یا علی"

 

تيزر تصويري تسنيم 2 ::: مشاهد و دانلود

 


دعاي امروز...
/ نوشته شده توسط مرضیه توکلی - سـوسن صمدی در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 و ساعت 5:21 بعد از ظهر |
همگی دعوت شدیم به مهمونی خدا !

 

خدایا !

ازت درخواست می کنیم که ما رو توی این ماه بوسیله کارهای خوبمون جزء مقربان خودت قرار بدی و ما رو از گناهانمون پاک کنی...

 

 

"بسم الله الرحمن الرحیم"

 

وبلاگ شخصی ترین اتفاق زندگی آدمه.

خوشحالیم که شروع به کار وبلاگمون مقارن شده با شروع مهمونی خدا.

خوشحالیم که این فرصت نصیب ما هم شده که بتونیم توی این ماه بیشتر روی آیات قرآن تدبر کنیم.

خوشحالیم که با همدلانی از جنس خودمون ، هم نفس شدیم برای ثبت افتخاری بزرگ و شیرین توی پرونده اعمالمون...

 

 

به جا دیدیم که پست اول رو مزین کنیم با "شان نزول سوره انسان" ،

روایت چند روز از زندگی پر برکت بهانه های آفرینش زمین و آسمان؛

 

در روایت اومده که :امام حسن(ع) و امام حسين(ع) بيمار میشند،

حضرت على(ع) و فاطمه(س) و فضه (كنيزشون) نذر میکنند كه اگه بچه ها خوب شدند سه روز روزه بگیرند.

بعد از بهبودى بچه ها ، حضرت على(ع) از شمعون خيبرى يهودى سه من قرص جو قرض میکنند، و حضرت فاطمه(س) پنج قرص نان به تعداد افراد خانواده می پزنند و سهم هر كسى رو جلوی اون میذارند تا افطار كنند ؛ در همين بين سائلى به در خونشون میاد و میگه : "سلام بر شما اهل بيت محمد. من مسكينى از مساكين مسلمينم ، مرا طعام دهيد كه خدا شما را از مائده هاى بهشتى طعام دهد."

وچون اهل بیت حضرت محمد سائل رو بر خودشون مقدم میدونند، افطارشون رو به اون میدند ، و اون شب جز آب چيزى نمی خورند و شكم گرسنه دوباره نيت روزه میکنند.

وقت افطار روز دوم هم يتيمى درب منزلشون میاد، اون شب هم يتيم رو بر خود مقدم میدونند و در شب سوم هم اسيرى میاد و باز مقدم دونستن اون بر خود...

صبح روز چهارم حضرت على(ع) دست امام حسن(ع) و امام حسين (ع) رو میگیرند و خدمت پیامبر میرند ؛ پيامبر وقتى بچه ها رو می بینند كه از شدت گرسنگى مى لرزند ، می فرمایند:" چقدر بر من دشوار مى آيد كه من شما را به چنين حالى ببينم..."

پیامبر با على و كودكان به طرف فاطمه میرند و حضرت رو در محراب میبینند كه شكمشون از گرسنگى به دنده هاى پشت چسبيده و چشمهاشون گود افتاده.

پیامبر از مشاهده اين حال ناراحت میشند ، در همين بين بوده که جبرئيل نازل میشه و خطاب به پیامبر می فرماید:" اين سوره را بگير، خدا تو را در داشتن چنين اهل بيتى تهنيت مى گوید" سپس سوره را قرائت میکند...

 

 " وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً "(۸)

 

و غذا را بر دوستی خدا به مسکین و یتیم و اسیر می دهند... 

 

 

اونوقت جای تامل هم می مونه برا اینکه مدام دنبال کسی یا کسانی بگردیم که الگوی خودمون قرارشون بدیم؟!؟!

 

 "یا علی"


دعاي امروز...
/ نوشته شده توسط مرضیه توکلی - سـوسن صمدی در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 4:14 بعد از ظهر |